شبِ جهنمیان از تنور می‌آید

شنیده‌ام کسی از راهِ دور می‌آید
شنیده‌ام خودِ سنگِ صبور می‌آید
برای کشتنِ شب‌مرگیِ شقایق‌ها
به انفجارِ خوشِ حرفِ زور می‌آید
من از نفس‌نفسِ بی‌نفس پریشانم
بگو به من نفسِ نفخِ صور می‌آید
سوارِ کشتیِ نوحم به وقتِ آینده
شبِ جهنمیان از تنور می‌آید
وُجُوهُ یَوْمَئِذٍ نَاضِرَه وَ بَاسِرَهٌ
که قهرمانِ زمین در عبور می‌آید
مثالِ دیدنِ دیدارِ ماه و خورشید است
به‌جز به وقتِ سحر با حضور می‌آید
تمامِ واژه سکوت و سقوطِ واژه تمام
خوشم که یار به همراهِ نور می‌آید

./ ۲۷ آذر ۱۳۹۳

©

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *