رؤیانفس

امیدواره شو تو حجمِ این قفس
کارِ تو بعد از این خلقِ یه معجزه‌س

باید شروع کنی راهِ نرفته رُ
باید عوض کنی روزای هفته رُ

تا جمعه‌ی سیاه، چارشنبه‌تر بشه
تا مرگِ لعنتی هی جون‌به‌سر بشه

بغضتُ بشکن وُ ابری شو وُ ببار
این صبحِ مُرده رُ تا شب دووم بیار

می‌ریزه با نگات دیوارِ روبه‌روت
بن‌بستُ کوچه کن با حرفی از سکوت

باید که دستِ تو رؤیانفس بشه
دنیا جهنمِ تیغ وُ قفس بشه

وقتی که خنده رُ مهمون کنی به لب
خورشیدُ بی‌خیال دعوت کنی به شب

خوابِ خوش از سرِ کابوس می‌پَره
رؤیای قیمتیت بازی رُ می‌بره

./ ۶ دی ۱۳۹۲

لینک کوتاه: https://foadsadeghian.ir/m9hn

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *